الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
613
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
تورات مىگويد : او . . . فرياد برآورد و برايش رهانندهاى نبود . پس اگر براى وى رهانندهاى نباشد ، چه در شهر باشد چه در صحرا ، وى از مجازات معاف است ، و اگر كسى باشد كه بتواند وى را نجات دهد ، چه در شهر و چه در صحرا ، وى مسئول است » . ( سفيراى سفر تثنيه 243 ) . « 1 » از اين شيوه در تفسير بسيارى از جملههاى تورات استفاده شده است . ج ) تَقانا « 2 » و گِزِرا « 3 » تقانا ( « قانونگذارى » ) و گزرا ( « حكم » ، « دستور » ) بيانگر قانونگذارىهاى مراجع هلاخايى يا ديگر مراجع ذى صلاح در هر نسل و دورهاى است . تفاوت تقانا با ميدراش اين است كه تقانا قاعده و قانون جديدى به حوزهء قوانين هلاخايى مىافزايد ، امّا ميدراش محتواى پوشيدهء يك قانون موجود در اين نظام را آشكار مىكند ؛ به عبارت ديگر ، ميدراش كاشف است از يك قانونِ از قبل موجود ، امّا تقانا قانون جديد مىآورد . از اين رو ، قانونى كه به وسيلهء ميدراش از متن كتاب مقدّس استخراج مىشود دِاورَيتا « 4 » ( « از تورات » ) ناميده مىشود ، امّا قانونى كه به وسيلهء تقانا وضع مىشود به دستهء دِرَبانان « 5 » ( « از عالمان » ) تعلق دارد . عمل قانونگذارى محقّقان هلاخايى گاه تقانا و گاه گزرا ناميده مىشود . واژهء گزرا معمولًا به نواهى گفته مىشود كه از ارتكاب عمل خاصّى نهى مىكنند . واژهء تقانا معمولًا به اوامرى اشاره دارد ، كه وظيفهاى را براى انجام عملى خاص ايجاد مىكنند . « 6 » قانونگذارى در شريعت يهوديت تابع قواعدى است كه آمورائيم در تلمود به آنها پرداختهاند . در صورتى كه اوضاع و احوال زمانه و مقتضيات اخلاقى و اجتماعى ايجاب كند ، عالمان هلاخا مجاز به وضع قانوناند ، و اين امر به اعتقاد آنان براى حفظ تورات است ( « كشيدن حصارى بر گرد تورات » ) نه تخطى از آن . بر اين مبنا ، در صورتى كه شرايط اقتضا كند ، مىتوان به مجازاتها و حتّى اعدام حكم كرد ( تلمود ، يواموت 90 ب ؛ سنهدرين 46 الف ) . « 7 » د ) مينهاگ ( عرف ) « 8 » مينهاگ ( « عرف » ) بيانگر قواعد حقوقىاى است كه از شكلهاى مختلف عرف استنتاج مىشوند . از نظر تاريخى ، عرف را بر ساير منابع حقوق مقدّم دانستهاند و گفتهاند حتّى قوانين كهن ، مانند قوانين حمورابى ، يونان باستان و هند ( مانو ) را با معيارهاى كنونى بايد مجموعههاى عرف تدوين شده دانست . « 9 »
--> ( 1 ) . Cf . M . E . , " Interpretation " , op . cit . , p . 1422 . ( 2 ) . takkanah ( 3 ) . gezerah ( 4 ) . de - oraita , « اوريتا » معادل آرامى « تورات » است . ( 5 ) . de - rabbanan ( 6 ) . Maim . , Introduction to Comm . Mishnah , Cf . M . E . , " Takkanot " , EJ . , v . 15 . p . 713 - 14 . ( 7 ) . Cf . M . E . , " Takkanot " , op . cit . , p . 718 . ( 8 ) . minhag ( 9 ) . فلسفهء حقوق ، ج 2 ، ص 471 .